پیغام کوتاه
ارشيو پيغام کوتاه   

 


هفته‌نامه‌ی خبری تحلیلی صدا، دوره جدید، شماره ۸۴، یکشنبه ۱۶ خردادماه ۱۳۹۵
متن گفتگوی بهرام ولدبیگی، مدیر انستیتو فرهنگی کردستان در تهران با هفته‌نامه‌ی صدا

هدف اصلی بارزانی تحقق دموکراسی و عدالت در عراق بود

 

بهرام ولدبیگی در این گفتگو کتاب بر تارک طوفان را دریچه جدیدی بر تاریخ‌نگاری کردستان می‌داند

 

هفته نامه‌ی صدا: با توجه به فضای کنونی نشر و تیراژهای اندک، انتشار کتابی در قطع و حجم و قیمت «برتارک طوفان» در نگاه اول استثناء به نظر می‌رسید. از این گذشته این پرسش وجود داشت که اساسا چرا باید به مصطفی بارزانی پرداخت؟ از این رو بر آن شدیم تا با بهرام ولدبیگی مولف کتاب به گفت‌وگو بنشینیم. ولدبیگی که سابقه روزنامه‌نگاری دارد و در حال حاضر مدیر انستیتو فرهنگی کردستان در تهران است در این گفت‌وگو به شخصیت و فعالیت بارزانی پرداخته و از چرایی انتشار این کتاب گفته است.

 

*شخصیت ملامصطفی بارزانی دارای چند بُعد قومیتی، ناسیونالیستی و همچنین مذهبی بوده است. با توجه به وجود همزمان این سه شاخه، بارزانی را چگونه  می­توان شناخت و شخصیت­اش را تحلیل کرد؟

ملامصطفی بارزانی در زمره رهبرانی است که یکی از طولانی‌ترین جنبش­های منطقه را رهبری کرده است. می­دانیم قرن گذشته، قرن جنبش­ها و حرکت­های سیاسی در منطقه‌ی خاورمیانه بود، و کردستان یکی از مناطقی است که بیشترین سهم را در تاریخ جنبش‌های سیاسی داشته است. منظورم از کردستان در این گفتگو کردستان عراق است که ملامصطفی بارزانی به­عنوان رهبر این ملت، جنبشی نوین و تاریخی را در آنجا رهبری و در راستای اهداف جنبش از نظر سیاسی و جغرافیایی به­نوعی در ارتباط با ایران قرار می­گیرد آن­گونه که ایران به مرکز مبارزات کردهای عراق تبدیل می‌شود. این پروسه حدود سی سال به طول انجامیده و ملامصطفی به­عنوان رهبر جنبش کردها بیشترین نقش را ایفا کرده است.
ملامصطفی به لحاظ شخصیتی، شیخ و روحانی و به تعبیر امروز رهبری ملی- مذهبی بوده است و با رویکردی پلورالیستی توانسته فضای متنوع سیاسی کردستان عراق که شامل شیعیان، اهل سنت، مسیحی‌ها، ارمنی‌ها و ایزدی‌ها را در جغرافیای سیاسی جنبش مدیریت و از نظر ایدئولوژیک هم احزاب چپ همچون حزب شیوعی کردستان عراق هم در کنار بارزانی قرار گیرند و بدینگونه بارزانی به عنوان سمبل و الگوی مردم با همه‌ی تنوعات قومی و مذهبی در کردستان عراق مدت بیش از سی سال در رأس این جنبش قرار می‌گیرد و با همان جایگاه کاریزماتیک توانست جنبشی نوین را در تاریخ کردها رهبری و رنج ملت خویش را منطقه‌ای و جهانی نماید.
و به حقیقت مساله‌ی دین و اندیشه و طریقت عرفانی نقشبندی و که بارزانی مرید این تفکر بوده در کنار نگاه ناسیونالیستی و رهبری ایل بارزان از پارامترهای مطرح در ساختار رهبری ایشان و جنبش کردستان می‌باشند.

 

*درباره شخصیتی که از افراد ساخته می­شود، همواره مقداری غلو وجود دارد. به همین دلیل است که افراد سیاهِ سیاه یا سفیدِ سفید معرفی می­شوند. فعالیت مهم و اثرگذار بارزانی چه بود؟

بیشتر
چهارشنبه، 19 خرداد ماه، 1395 | 0 نظر | بازدید [ 316 ]

زندگینامه ی احمد کایا

 

احمد کایا (به ترکی:Ahmet Kaya)، (ترانه سرا/خواننده/آهنگساز/نوازنده) در سال 1957 در شهر مالاتیای کشور ترکیه به دنیا آمد.در یک خانواده کردتبار شش نفره. پدر او کارگر کارخانه نساجی بود. بعد از چند سال خانواده با رویای یک زندگی بهتر به استانبول می کوچند و در محله فقیر نشین کوجامصطفاپاشا ساکن می شوند. کایا در همان کودکی علاقه وافری به باقلاما (نوعی ساز ترکی همانند تار) نشان می داد و در ضمن طبع شاعری هم داشت. از اولین اشعار او درسن 5 سالگی که در مدح برادر بزرگتر خود یاشار سروده بود این است:


فولکسی خواهم خرید نامش را یاشار خواهم گذاشت


روزی پدر در روز تولدش باقلامایی برای او تهیه کرد که پول آن را با چند روز اضافه کاری بدست آورده بود. کایا در سن 9 سالگی اولین برنامه رسمی تکنوازی باقلامای خود را در روز جهانی کارگر اجراء کرد. پدرش با کوچ به استانبول چندان به هدفش نرسید و شغلی نازل تر مثل شستشوی ماشینهای نمایشگاه نصیبش شد. احمد هنگام بازگشت از دبستان پدر را در حال حمالی برای ترک زبانها می دید و با خود می گفت وقتی بزرگ شدم یک نمایشگاه می خرم تا پدرم ارباب خود باشد. اما این رویایی بیش نبود و پدر با مرگش آنها را با کوله باری از درد و تنهایی رها کرد.

کایا در سن 14 سالگی تحت تاثیر جو سیاسی آن زمان ترکیه که ناشی از دو کودتای پی در پی به نام کونان اورن اولین اشعار رسمی خود را سرود. همزمان شغلهایی از قبیل رانندگی کامیون، فروشندگی و... را تجربه می کند. در سال 1985 تصمیم به انتشار آلبومی از کارهایش را می گیرد و راهی خیابان اون کاپی (محله هنری استانبول) می شود. به خاطر اینکه موسیقی او در قالب هیچ کدام از سبکهای موجود در ترکیه قرار نمی گیرد بلکه بیشتر به موسیقی ایرانی شبیه بود، کسی حاضر به سرمایه گذاری نمی شود. در آخر با کمک تعدادی از دوستان خودش آلبوم نخست خود را با نام «گریه نکن کوچولو» را ضبط و منتشر می کند. این آلبوم به سرعت از طرف دولت توقیف و جمع آوری می شود. اعتراضهای مکرر کایا نتیجه می دهد و کار به جراید کشیده می شود و دادگاه رای لغو توقیف آلبوم را صادر می کند. استقبال فوق العاده از این آلبوم، کایا را در راهی که انتخاب کرده مصمم تر می کند. از آن تاریخ به بعد کایا به عنوان صدای مردم پایین دست جامعه و کوردهای لگدمال شده کشور ترکیه در می آید. آواز خوانی را به عنوان سلاحی برای مبارزه با ناعدالتیهای اجتماعی و کوردستیزی حاکم بر سرزمینش برمی گزیند و بارها دستگیری وحبس وتوقیف آلبومها و لغو کنسرتهایش را تحمل می کند. کنسرتهایی که گهگاه مجوز اجرایشان را دریافت می کند در سرتاسر کشور با استقبال بسیار بالایی مواجه می شود. او همواره پا برهنه بر صحنه کنسرتهایش ظاهر می شود و انگشتانش را به نشانی پیروزی بالا می گیرد. سبکهای مختلفی را در موسیقی تجربه می کند. از موسیقی محلی وسنتی گرفته تا رپ و راک که البته در همه آنها موفق بود

بیشتر
سه شنبه، 11 خرداد ماه، 1395 | 0 نظر | بازدید [ 312 ]

شرف خان بدليسي تاريخ نويس كورد در رهگذر دو امپراتوري

 

بدلیسی، شرف الدین، معروف به شرفخان، دولتمرد و مورخ کرد سده دهم و آغاز سده یازدهم، از عشیرة روژکی  (روزکی/ روجکی) بود و اسلافش حکومت بدلیس را برعهده داشتند. در 939 پدر بزرگ او، شرف بیگ روژکی ـ که گزارشهایی به قلم او و خطاب به بیقلی محمد پاشا در باب اوضاع قلمرو صفویان در دست است ـ در حمله سلطان تَکَلّو به بدلیس کشته شد و در 941 سلطان سلیمان قانونی پس از گرفتن امارت بدلیس از شمس الدین، پدر شرف الدین، حکومت مَلَطیه و مَرعَش را به او سپرد، اما شمس الدین به سبب ناآرامی آن ناحیه و به توصیة سلیمان بیک عَززانی ، حاکم صاصون ، از رفتن به آن منطقه سرباز زد و از حضور شاه طهماسب  و قزلباش در اَرجیش (در شمال دریاچة وان ) استفاده کرد و به وی پناه برد. شاه صفوی او را گرامی داشت و اُلکا ناحیه ی سراب و به مرور زمان ، حکومت و درآمد دارالمرز (رشت )، مراغه ، دماوند، کَرَهرود و فراهان را به وی سپرد، گرچه شمس الدین اغلب در التزام رکاب شاه بود. شمس الدین دختر امیرخان موصِلّو، حاکم ارزنجان را به همسری گرفت و شرف الدین در 20 ذیقعدة 949، هفت سال پس از مهاجرت پدرش به ایران ، در قصبة کرهرود و در منزل قاضیان آن سامان زاده شد. نخستین سالهای کودکی را در سایة تربیت قاضیان کرهرود، که نسب خود را به شُرَیحِ قاضی می رساندند، گذراند و بعدها از نفوذ معنوی آنان نسبت به خود یاد کرده است. در نه سالگی ، بنابه رسم معمول در تربیت کودکان بزرگزاده ، به حرم خاص شاه طهماسب رفت و سه سال با شاهزادگان صفوی به فراگیری قرآن و احکام شرعیه پرداخت. در 961، که پدرش از ملازمت شاه کناره گرفت ، عشیرة روژکی از شاه طهماسب درخواست کردند تا شرف الدین ، که در آن زمان دوازده ساله بود، جانشین وی شود. شاه امارت سالیان و محمودآباد، از توابع شیروان (شروان)، را به شرف الدین سپرد و او سه سال در آن ناحیه حکومت کرد تا شیخ امیرِ بلباسی ، وکیل و للة او، درگذشت . شرف الدین در حَرقان به خدمت شاه رسید و شاه او را به محمدی بیک ، حاکم همدان ، سپرد. حاکم دختر خود را به عقد وی درآورد.

شرف الدین سه سال در همدان اقامت داشت . پس از چندی ، مقارن پناه جستن شاهزاده بایزید عثمانی به دربار شاه طهماسب (محرم 967)، پدرش بار دیگر به فرمان شاه به امارت عشیرة روژکی منصوب شد، اما در پی کناره گیری مجدد وی ، شاه شرف الدین را به امارت این عشیره گمارد. او چندی در قزوین ، در ملازمت شاه طهماسب بود تا آنکه به فرمان شاه ، برای شکست خان احمد گیلانی (943ـ1020)، والی بیه پیش (قسمت شرقی سفیدرود در گیلان )، به آن سامان رفت و آنجا را تسخیر کرد. در دوره حکومتش در گیلان ، شورش سلطان هاشم نامی از مردم گیلان را سرکوب کرد و خود ضمن اشاره به کثرت سپاه هاشم و حمایت گیلانیان از وی ، از برپایی سه مناره از سرِگیلانیان سخن گفته است  که سبب تردید در ادعای او مبنی بر رعیت پروریش می شود.

شرف الدین پس از هفت سال اقامت در گیلان ، به سبب ناسازگاری آب و هوای آن سرزمین با طبیعت کردانِ روژکی ، به قزوین بازگشت. اما، با بالاگرفتن اختلافات امیران قزلباش و ضعف و پیری شاه ، ماندن در دربار قزوین را مصلحت ندید و تقاضای «رفتن به اطراف ممالک محروسه » را کرد. شاه حکومت محال شیروان را به او سپرد، اما پس از هشت ماه ، خبر درگذشت شاه ، قتل سلطان حیدر میرزا، جلوس شاه اسماعیل دوم ، و دستور آمدن او از شیروان به وی رسید. شاه اسماعیل ، شمس الدین پدر شرف الدین را که در آن زمان 67 ساله بود، به قزوین فراخواند، اما امیر پیر که افیونی نیز بود، حاضر به پذیرش مسئولیت نشد و در همان روزها در قزوین درگذشت. شاه ، شرف الدین را به امیرالامرایی کردان گمارد تا حل و فصل مشکلات آنان را برعهده گیرد. در این هنگام ، سران قزلباش او را به جانبداری از سلطان حسین میرزا، برادرزادة شاه ، و کوشش برای به سلطنت رساندن او متهم کردند. شاه نیز با سپردن حکومت نخجوان به او، وی را از پایتخت دور کرد.

بیشتر
يكشنبه، 9 خرداد ماه، 1395 | 0 نظر | بازدید [ 319 ]

کوردهای ایزدی کیستند؟

ﻓﺮﻕ ﺍﺩﯾﺎﻥ ﮐﻮﺭﺩﯼ ﺑﺎ دیگر ادیان امروز ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ مثلا ﺳﺎﻣﯿﻬﺎ ﺍﺩﯾﺎﻧﺸﻦ ﺑﺮ ﭘﺎﯾﻪ ﺩﻭ ﺭﮐﻦ ﺷﯿﻄﺎﻥ ﻭ ﺧﺪﺍ ﺧﻠﻖ ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺩﻭ ﺭﮐﻦ ﺿﺪ ﻫﻢ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﺩﺭ ﺍﺩﯾﺎﻥ ﺑﺎﺳﺘﺎﻧﯽ ﮐﻮﺭﺩﯼ ﺷﯿﻄﺎﻥ ﺍﺯﺧﺪﺍﺳﺖ ﻭ ﺟﺪﺍ ﺍﺯ ﺍﻭﻥ ﻧﯿﺴﺖ ﭼﺮﺍﮐﻪ ﺳﺎﯾﻪ ﺍﺯ ﻧﻮﺭ ﺧﻠﻖ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﺍﮔﺮ ﻧﻮﺭ ﻧﺒﺎﺷﺪ ﺳﺎﯾﻪ ﯾﺎ ﺷﯿﻄﺎﻧﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﻭ ﺳﺎﯾﻪ ﺑﻪ ﻧﻮﺭ ﺗﻌﻠﻖ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﺩﺭ ﺫﺍﺕ ﻧﻮﺭ ﺍﯾﻦ ﻋﻨﺼﺮ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ ﺍﯾﻦ ﻗﺮﺍﺋﺖ ﮐﺎﻣﻼ ﺍﺯ ﺟﻮﻫﺮ ﻃﺒﯿﻌﺖ ﺍﺳﺘﻨﺒﺎﻁ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻋﻘﻼﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯﻩ ﻧﺰﺩﯾﮑﯽ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺩﺭ ﺑﯿﻦ ﺩﯾﺪﮔﺎﻩ ﻫﺎﯼ ﻣﺎﺗﺮﯾﺎﻟﯿﺴﺘﯽ ﻭ ﺍﺩﯾﺎﻥ ﮐﻮﺭﺩﯼ ﻗﺎﺑﻠﯿﺖ ﻫﻤﺴﺎﻧﯽ ﻣﺴﺘﻘﯿﻤﯽ ﺭﺍ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﺩﺭ ﺑﯿﻦ ﺍﻧﻬﺎ ﺭﻭﯾﺖ ﻧﻤﻮﺩﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺩﻻﯾﻠﯽ ﮐﻪ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﺍﺛﺒﺎﺕﮔﺮ ﻗﺪﯾﻤﺘﺮﯾﻦ ﻣﻠﺖﺩﺭ ﺧﺎﻭﺭﻣﯿﺎﻧﻪ ﺑﺎﺷﺪﻫﻤﯿﻦ ﺍﺩﯾﺎﻥ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﻗﺪﯾﻤﯿﺘﺮﯾﻦ ﺍﻧﻬﺎ ﮐﻪ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺑﻪ ﺣﯿﺎﺕ ﺧﻮﺩ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﻡ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺍﺩﻩ .ﺍﺳﺖ ﺩﯾﻦ ﮐﻮﺭﺩﯼ ﺍﯾﺰﺩﯾﺴﺖ ﮐﻮﺭﺩﻫﺎﯼ ﺍﯾﺰﺩﯼ‏(ﯾﺰﯾﺪﯼ‏) .ﯾﺰﯾﺪﯾﻪ ﺑﻪ ﮐﻮﺭﺩﯼ Êzidî‏(ﺗﻠﻔﻆ: ﺇﺯﺩﯼ‏) ﺑﻪ ﻓﺎﺭﺳﯽ ﺍﯾﺰﺩﯼﻫﺎ ﯾﺎ ﯾﺰﯾﺪﯾﺎﻥ ﺍﺯ ﺍﺩﯾﺎﻥ ﺑﺎﺳﺘﺎﻧﯽ ﺭﺍﯾﺞ ﺩﺭﮐﻮﻫﺴﺘﺎﻥ ﺣﻠﻮﺍﻥ ﮐﻮﺭﺩﺳﺘﺎﻥ ﺍﺳﺖ.ﺯﺑﺎﻥ ﺍﯾﺰﺩﯼﻫﺎ ﮐﻮﺭﺩﯼ با گویش کرمانجی ﺍﺳﺖ.

ایزدیان در کردستان عراق (شنگال)، کردستان ترکیه، کردستان سوریه و قسمت کوردنشین ارمنستان و اطراف تفلیس زندگی می‌کنند. البته تعدادی نیز به آلمان و برخی کشورهای دیگر مهاجرت کرده‌اند. اگرچه آماری رسمی و مشخص در مورد آنان در دست نیست، اما شمار آنان در مجموع این کشورها تا پانصدهزارنفر برآورد می‌شود که حدود دویست‌هزارنفر از آنان در عراق زندگی می‌کند؛ ولی بنا به گفته تحسین سعید بیک امیر ایزدیان جهان، آنان در عراق بین ۶۰۰٬۰۰۰ الی ۷۰۰٬۰۰۰ نفر و در دنیا نیز حدود ۱٬۵۰۰٬۰۰۰ نفر هستند.

مفهوم واژه ایزدی

بنابر روایات واژه ایزدی مشتق از کلمه «ایزد» یا «یزته» است که در پارسی باستان به معنای «دین خدایی» است.ﺍﯾﺰﺩﯼﻫﺎ ﺍﺯﻭﺍﮊﻫﻪٔ ﺩﺍﺳﻨﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﻧﺎﻣﯿﺪﻥ ﺧﻮﺩ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ. همچنین برخی پژوهش‌ها آورده‌اند که از واژه فارسی ایزد مشتق شده است که به معنی الهه یا رب‌النوع است. نام ایزدی، که ایزدی‌ها خود را به آن می‌نامند، به معنی پرستندگان خدا است.( ﻧﺎﻡﺍﯾﺰﺩﯼﻫﺎ ﯾﺎ ﯾﺰﯾﺪﯼﻫﺎ ﻫﯿﭻ ﺭﺑﻄﯽ ﺑﻪ "ﯾﺰﯾﺪ" ﻭ ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﺑﻪﺷﻬﺮ "ﯾﺰﺩ" ﻧﺪﺍﺭﺩ).

{ این گروه که به طور عموم خودشان را ایزدی Ēzdī(یا یزیدی) می‌خوانند. بیشتر پژوهشگران غربی نام آنها را برگرفته از یزید بن معاویه می‌دانند، گرچه خود یزیدیان، ترجیح می‌دهند که نام مذهبشان را از ایرانی باستان yazata، فارسی میانه yazad(یزدانی بودن) بدانند و این فرضیه، به طور گسترده پذیرفته شده است}.

باورهاو آیین‌ها

بیشتر
يكشنبه، 26 ارديبهشت ماه، 1395 | 0 نظر | بازدید [ 758 ]

شرح حال ملا مصطفی بارزانی (رحمه الله علیه)

بارزانیان نام ناحیه ای کوهستانی و مرتفع از کردستان است که در مرز سه کشور ایران ،ترکیه و عراق واقع شده و اکنون بخشی از استان «هه ولیر »عراق است .مردم بارزان به دلیل نداشتن زمین زراعی مناسب ،بیشتر از راه دامداری ،جمع آوری صمغ و کتیرا ،استفاده از درختان و میوه های جنگلی و شکار حیوانات وحشی ارتزاق می کنند و در مجموع مردمانی کم درآمد و اهل قناعتند کوهستانی و صعب العبور بودن ناحیه ی بارزان موجب شده که مردمش در طول تاریخ خود نتوانند با همسایگان و دنیای خارجی مراوده و ارتباط زیادی داشته باشند و این امر گر چه عاملی باز دارنده در جهت شکوفای اوضاع اقتصادی و ارتقائ سطح دانش و آگاهی های آنان بوده ،اما این امکان را برایشان فراهم آورده است که فرهنگ اصیل خود را حفظ کنند و صداقت و یکرنگی زبانزدشان را از دست ندهند .همچنین نیاز به شکار حیوانات چابک و وحشی در آن شرایط سخت جغرافیای ،از مردمانش تیراندازانی دلیر و بسیار ماهر ساخته است .
مشایخ بارزان
مرحوم استاد عبدالرحمن شرفکندی «هه ژار »در تتمه ی چاپ دوم شرفنامه ،در این مورد چنین نوشته است :سینه به سینه اینگونه نقل کرده اند که مشایخ بارزان در اصل از خانواده ی امیران آمدی بوده اند: که مسعود نامی از این خاندان، زندگی امیری و حکمرانی را رها کرده، طریق عزلت می گزیند و در دامنه ی کوههای «زیبار »زندگی بسیار ساده و فقیرانه ای را آغاز می کند و به عبادت می پردازد .
پس از مسعود اولادو احفادش نیز همین رویه را پیش می گیرند و ضمن سیر و سلوک ،به تحصیل علوم دینی می پردازند .به این لحاظ است که برخی از افراد این خاندان را شیخ و برخی را ملا خوانده اند کتاب الاکراد فی بهدینان ، شیوخ بازان را از فرزندان امرای بادینان می دانند و سلسله ی نسب این خاندان را به ترتیب زیر نقل عبدالرحیم بن سعید.
در تتمه ی شرفنامه از ملا تاج الدین به بعد مذکور است ،ضمن آنکه پس از او از ملا محمد را نام می برد که مطابق آن باید نوه ی ملا تاج الدین باشد در هر حال پسران ملا عبدالله ، یعنی ملاعبدالسلام و ملا عبدالرحمان معاصر مولانل خالد نقشبندی شهرزور ( 1193 – 1242 ه.ق ) و خلیفه سید طه شمذیانی بوده اند . و چون خود سید طه خلیفه ی مولانا خالد است ، از این تاریخ مشایخ بارزانی اهل طریقه ی نقشبندیه به شمار می آیند .

 

بیشتر
سه شنبه، 21 ارديبهشت ماه، 1395 | 0 نظر | بازدید [ 620 ]

تمدن مانایی ها :

مانایی‌ها ، کوردهایی که بیش از سه هزار سال پیش و صدها سال پیش از مادها‌ حکمران کوردستان بودند و در منطقه مُکریان با زبان کوردی حرف می‌زدند کی بودن ؟؟؟

مانایی‌ها مردمانی بودن که بیش از سه هزار سال پیش در شرق کوردستان حکمران بوده‌اند ، و پایتخت حکومت‌شان منطقه مُکریان( موکریان شامل مهاباد، بوکان، سردشت ، نقده ، میاندوآب، پیرانشهر، اشنویه و قسمتی از سقز است)، و قسمتی از آذربایجان(ئاتر پاس / ئاگڕ پاس) بوده است، قلمرو حکومت مانایی‌ها با توجه به رخدادهای آن زمان کم و زیاد شده و بعضی از اوقات قلمروشون تا استان سلیمانی در جنوب کوردستان عراق را شامل می‌شده بخصوص قبل از سقوط آشوری‌ها ، قلمرو مانایی‌ها تا نزدیکی پایتخت آشوری‌ها بوده است.

اسم مانایی : کلمه (مانا) در زبان مادی به معنی (هوش و زکاوت ) است ، در زبان،کوردی امروزی کلمه (مینه) به معنی ( پژوهش) است و کلمه (مانا) یعنی (پژوهش درباره،چیزی یا تجزیه و تحلیل چیزی ) و در زبان انگلیسی هم کلمه meanهمان معنای (مانا) کوردی است ، با توجه به تجزیه وتحلیل کلمه (مانا) اینطوری به نظر می‌رسد که این اسم یعنی دارنده هوش و زکاوت باشه ، این اسم حتی در اسم پیغمبر مانی (216ز_274ز) دوباره همان معنی را می‌دهد ، چیزی که مایه شگفتی دارد در بین مانایی‌ها ، این است که این اسم که  در زبان اکدی به صورت (مانایکانو) بهش اشاره شده که این کلمه در زبان کوردی تشکیل میشه از (مانای+ە+ک+ان) ، کە (مانا/مانی) اسم خودشان بوده و (ک) پسوند شناسایی آنان و (ان) پسوند جمع در زبان کوردی است ، مثلا چند مثال مثل این ، مناله‌کان ، کورده‌کان ، گونده‌کان و... تا اکنون هیچ نوشته مانایی‌ها (مانایه‌کان) خوانده نشده است ، اما آنچه عیان است اینه که مانایی‌ها نوشته‌هایی داشته‌اند ، که تا الان خوانده نشده اند  یک نوشته هیروگلیف (( ﻫﯿﺮﻭﮔﻠﯿﻒ ﺑﻪ ﺣﺮﻭﻓﯽ ﮔﻔﺘﻪ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﺑﺎ ﮐﺸﯿﺪﻥ ﺗﺼﻮﯾﺮﻫﺎﯾﯽ ﺍﺯ ﺟﺎﻧﻮﺭﺍﻥ ﻭ ﺍﺷﯿﺎ ﭘﺪﯾﺪ ﺁﻣﺪﻩ ﺑﺎﺷﻨﺪ)) که روی یک کاسه طلایی که در نزدیک شهر سقز پیدا شده است و مربوط ب دوره مانایی‌ها است ، متاسفانه تا الان این نوشته هیروگلیف که روی این کاسه کنده‌کاری شده است خوانده نشده است و تا الان مشخص نیست که چی روی آن نوشته شده است .

 زبان مانایی‌ها : همانطور که اشاره کردیم تا الان کتیبه‌ایی که مربوط به مانایی‌ها باشه پیدا نشده ، اما در کتیبه‌های آشوریان به نامه‌های دیپلماسی بین آشوری‌ها و مانایی‌ها وهمچنین به طومار جنگ‌ها و اسم بعضی از بزرگان مانایی و مناطق مانایی‌ها اشاره شده است .

بیشتر
دوشنبه، 20 ارديبهشت ماه، 1395 | 0 نظر | بازدید [ 774 ]

شهر نوسود  روستای کاشتر

 

برای دیدن تصاویر بیشتر به گالری تصاویر مراجعه کنید

بیشتر
دوشنبه، 20 ارديبهشت ماه، 1395 | 0 نظر | بازدید [ 301 ]

ﻣﻢ ﻭ ﺯﯾﻦ ﺷﺎﻫﻨﺎﻣﻪ ﻣﻠﯽ ﮐﻮﺭﺩ ﻭ ﻣﺮﺩﻣﺎﻥ ﺯﺍﮔﺮﻭﺱ ﺑﻪ ﻗﻠﻢ ﺩﮐﺘﺮ ﺍﻓﺮﺍﺳﯿﺎﺏ ﺷﮑﻔﺘﻪ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﻫﺎﯼ ﻟﻨﺪﻥ ﺍﯾﻦ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺗﺮﺍﮊﯾﮏ ﻭ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﺳﺮﮔﺬﺷﺖ ﺩﻝ ﺩﺍﺩﮔﯽ ﺩﻭ ﺟﻮﺍﻥ ﻋﺎﺷﻖ ﮐﻮﺭﺩ ﺩﺭ 2400ﺳﺎﻝ ﭘﯿﺶ ﺭﺍ ﺑﯿﺎﻥ ﻭ ﻧﻘﻞ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ
ﻣﺎﺭﮔﺎﺭﺕ ﺭﻭﺩﯾﻨﮑﻮ ﻣﻌﺘﻘﺪ ﺍﺳﺖ ﻣﻢ ﻭ ﺯﯾﻦ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﺷﺎﻫﮑﺎﺭ ﺍﺩﺑﯽ ﺩﻧﯿﺎﺳﺖ. ﺍﻭ “ ﻣﻢ ﻭ ﺯﯾﻦ ﺍﺣﻤﺪ ﺧﺎﻧﯽ” ﺭﺍ ﻫﻢ ﺳﻨﮓ “ ﺍﺛﺎﺭ ﺷﮑﺴﭙﯿﺮ” ﻭ “ ﺍﯾﻠﯿﺎﺩ ﻭ ﺍﻭﺩﯾﺴﻪ ﻫﻮﻣﺮ” ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺪ
ﺍﺣﻤﺪ ﺧﺎﻧﯽ ‏( ١۶۵١- ١٧٠٧‏)
ﺍﺣﻤﺪ ﺧﺎﻧﯽ ‏( ﻣﻌﺎﺻﺮ ﺷﯿﮑﺴﭙﯿﺮ ‏) ﺷﺎﻋﺮ ﻧﻮﯾﺴﻨﺪﻩ ﻭ ﻓﯿﻠﺴﻮﻑ ﮐﻮﺭﺩ ﺩﺭ ﺣﺪﻭﺩ ﺳﻪ ﻗﺮﻥ ﭘﯿﺶ ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ . ﻭﯼ ﺩﺭ ﺍﺳﺘﺎﻥ ﺣﮑﺎﺭﯼ ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﺁﻣﺪ ﺍﻣﺎ ﺩﺭ ﺟﻮﺍﻧﯽ ﺑﻪ ﺷﻬﺮ ﺑﺎﯾﯿﺰ ‏( ﻫﺮ ﺩﻭ ﺩﺭ ﺗﺮﮐﯿﻪﺍﻣﺮﻭﺯﯼ ‏)ﺷﻤﺎﻝ ﮐﻮﺭﺩﺳﺘﺎﻥ ﺑﺰﺭﮒ ﺭﻓﺖ ﻭ ﺩﺭ ﺁﻧﺠﺎ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﺮﺩ.ﺧﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﮐﻮﺭﺩﯼ ﻋﺮﺑﯽ ﻭ ﻓﺎﺭﺳﯽ ﻣﺴﻠﻂ ﺑﻮﺩ .ﺍﺣﻤﺪ ﺧﺎﻧﯽ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﺁﻗﺎﯼ ﺷﯿﺦ ﺍﻟﯿﺎﺱ ﻭ ﺧﺎﻧﻢ ﮔﻞ ﻧﮕﺎﺭ، ﻓﯿﻠﺴﻮﻓﯽ ﮊﺭﻑ ﻧﮕﺮ، ﻋﺎﺭﻓﯽ ﺷﻬﯿﺮ، ﻧﻮﯾﺴﻨﺪﻩ ﺍﯼ ﺯﺑﺮﺩﺳﺖ ﻭ ﺷﺎﻋﺮ ﺑﻠﻨﺪ ﺁﻭﺍﺯﻩ ﻣﻠﺖ ﮐﻮﺭﺩ ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺁﻓﺮﯾﻨﺶ ﺍﺩﺑﯽ ﺣﻤﺎﺳﯽ ﺧﻮﺩ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﺯﺑﺎﻥ ﮐﺮﻣﺎﻧﺠﯽ ﺭﺍ ﺗﻮﺍﻧﯽ ﺭﻭﺯﺍﻓﺰﻭﻥ ﺑﺨﺸﯿﺪ ﻭ ﺯﺑﺎﻥ ﮐﻮﺭﺩﯼ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺯﺑﺎﻥ ﺍﺩﺑﯽ ﻭ ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ﺩﺭ ﺁﻭﺭﺩ، ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻊ ﺑﺎ ﻓﺮﻫﯿﺨﺘﮕﯽ ﺗﻤﺎﻡ ﻋﯿﺎﺭ ﺧﻮﯾﺶ ﺍﺭﺯﺵ ﭘﺎﺳﺪﺍﺭﯼ ﺍﺯ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﺍﺩﺏ ﮐﻮﺭﺩﯼ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺑﺎﻟﻨﺪﮔﯽ ﻭ ﭘﺎﯾﻨﺪﮔﯽ ﺍﺯﻟﯽ ﺭﻫﻨﻤﻮﻥ ﺷﺪ. ﺍﺣﻤﺪ ﺧﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺍﯾﻞ ﺧﺎﻧﻬﺎ ‏( êla xanan ‏) ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ ﺩﺭ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﺑﺰﺭﮒ ﺟﺰﯾﺮﻩ ﺑﻬﺘﺎﻥ ﺁﻥ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ‏( ﻗﺴﻤﺖ ﺟﻨﻮﺑﯽ ﺍﺳﺘﺎﻥ ﻫﮑﺎﺭﯼ ﺩﺭ ﮐﺮﺩﺳﺘﺎﻥ ﺑﺎﮐﻮﻭﺭ - ﺗﺮﮐﯿﻪ‏) ﻭ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﺩﻭﺑﺎﯾﺰﯾﺪ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻋﻤﺮ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺧﺪﻣﺖ ﺑﻪ ﻣﻠﺖ ﺧﻮﯾﺶ ﺳﭙﺮﯼ ﮐﺮﺩ.

ﺍﺣﻤﺪ ﺧﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﺯﺑﺎﻥ ﻭ ﺍﺩﺑﯿﺎﺕ ﮐﺮﻣﺎﻧﺠﯽ ﺭﺍ ﻧﯿﺰ ﺩﺭ ﺣﺪ ﭘﺎﯾﻪ ﺍﯼ ﺗﺪﺭﯾﺲ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ 1683 ﻣﯿﻼﺩﯼ ﮐﺘﺎﺏ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻟﻐﺖ ‏( ﮐﺮﻣﺎﻧﺠﯽ - ﻋﺮﺑﯽ‏) ﻧﻮﺑﻬﺎﺭ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ‏( NûbiharaQiçûkan‏)  ﺭﺍ ﺩﺭ ﻏﺎﻟﺐ ﺷﻌﺮ ﻭ ﺑﻪ ﺯﺑﺎﻥ ﻣﺮﺩﻡ ﻭ ﻣﻠﺖ ﺧﻮﺩ ﯾﻌﻨﯽ ﮐﻮرﺩﻫﺎ ﻧﻮﺷﺖ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺁﻣﻮﺯﺵ ﻭ ﺗﺤﺼﯿﻞ ﺷﺎﮔﺮﺩﻫﺎ ﻭ ﻣﺤﺼﻠﯿﻦ ﺧﻮﺩ ﮐﻤﮏ ﺷﺎﯾﺎﻧﯽ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﺯﺑﺎﻥ ﮐﻮﺭﺩﯼ ﺭﺍ ﻋﻤﻸ ﻭﺍﺭﺩ ﺻﺤﻨﻪﺀ ﺁﻣﻮﺯﺷﯽ ﻭ ﺗﺤﺼﯿﻠﯽ ﮐﻨﺪ ‏(ﮔﺮﭼﻪ ﺯﺑﺎﻥ ﻣﮑﺘﺐ ﻫﺎ ﻭ ﻣﺪﺍﺭﺱ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭﺍﻥ ﺯﺑﺎﻥ ﻗﺮﺁﻥ ﻭ ﻋﺮﺑﯽ ﺑﻮﺩ‏) .
ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﮐﺘﺎﺏ ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺩﺭ ﺍﺑﺘﺪﺍﯼ ﻫﺮ ﺑﺨﺶ ﺍﺯ ﺍﺷﻌﺎﺭ، ﻫﻢ ﺣﺎﻟﺘﯽ ﺍﺯ ﭘﻨﺪ ﻭ ﻧﺼﯿﺤﺖ ﺩﺭ ﺷﮑﻞ ﮔﯿﺮﯼ ﻓﻀﯿﻠﺖ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﯿﺎﻥ ﺩﺍﺷﺘﻪ، ﻭ ﻫﻢ ﺣﺎﻟﺖ ﻭﺯﻥ ﻭ ﺑﺤﺮﻫﺎﯼ ﺷﻌﺮ ﺭﺍ ﻣﺸﺨﺺ ﻭ ﻣﻨﻈﻮﻡ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ، ﻟﺬﺍ ﺍﺯ ﺩﯾﺪﮔﺎﻩ ﺁﻣﻮﺯﺷﯽ ﻋﻠﻤﯽ ﺍﺩﺑﯽ ﺩﺭ ﻧﻮﻉ ﺧﻮﺩ ﻫﻨﺮﯼ ﺍﺳﺖ ﺑﯽﻫﻤﺘﺎ.
ﺍﻣﺎ ﻣﻬﻤﺘﺮﯾﻦ ﻭ ﭘﺮﺁﻭﺍﺯﻩ ﺗﺮﯾﻦ ﺳﺮﻭﺩﻩ ﻭ ﻧﻮﺷﺘﻪﺀ ﺍﺣﻤﺪ ﺧﺎﻧﯽ، ﮐﻪ ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻊ ﯾﮑﯽ ﺍﺯﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﺁﺛﺎﺭ ﺍﺩﺏ ﮐﻮﺭﺩﯼ ﺍﺳﺖ ﻫﻤﺎﻧﺎ ﻣﻢ ﻭ ﺯﯾﻦ ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﻧﻮﯾﺴﯽ ﻋﺸﻘﯽ - ﺭﺯﻣﯽ ﺩﺭ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﺍﺩﺏ ﮐﻮﺭﺩﯼ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻭﺝ ﺧﻮﺩ ﺭﺳﺎﻧﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻌﻨﻮﺍﻥ ﺷﺎﻫﻨﺎﻣﻪﺀ ﻣﻠﺖ ﮐﻮﺭﺩ ﻭ ﺯﺍﮔﺮﻭﺱ ﻧﺸﯿﻨﺎﻥ ﺑﻨﺎﻡ ﺍﺳﺖ، ﮐﻪ ﺣﺪﻭﺩ 2700 ﺑﯿﺖ ﺷﻌﺮ ﻭ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ 1695 ﻣﯿﻼﺩﯼ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺩﺭ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺑﻪ ﺛﺒﺖ ﺭﺳﯿﺪﻩ ﺍﺳﺖ . ﻣﻢ ﻭ ﺯﯾﻦ ﺁﻓﺮﯾﺪﻩٔ ﺫﻫﻦ ﺧﻼﻕ ﻭ ﻃﺒﻊ ﻣﻮﺯﻭﻥ ﺍﺣﻤﺪ ﺧﺎﻧﯽ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﺜﻨﻮﯼ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﭘﺮ ﺳﻮﺯ ﻭ ﮔﺪﺍﺯ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪﺀ ﻣﻢ ﻭ ﺯﯾﻦ ﺍﺳﺘﺎﺩﺍﻧﻪ ﺑﻪ ﺭﺷﺘﻪ ﻧﻈﻢ ﺩﺭﺁﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ . ﺍﺣﻤﺪ ﺧﺎﻧﯽ ﺳﺨﻦ ﺳﺮﺍﯼ ﻧﺎﻣﯽ ﮐﻮﺭﺩ، ﻗﻬﺮﻣﺎﻧﯽ ﺣﻤﺎﺳﻪ ﺳﺮﺍ ﻭ ﻣﻠﯽ ﮔﺮﺍﯾﯽ ﺷﮑﻮﻫﻤﻨﺪ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﻣﻠﺖ ﮐﻮﺭﺩ ﻭ ﺩﯾﮕﺮ ﻣﻠﺘﻬﺎ ﺷﻬﺮﻩﺀ ﻋﺎﻡ ﻭ ﺧﺎﺹ ﺍﺳﺖ . ﺍﺣﻤﺪ ﺧﺎﻧﯽ ﺍﺯ ﺷﺨﺼﯿﺘﻬﺎﯼ ﺑﺮﺟﺴﺘﻪﺀ ﻣﻠﺖ ﮐﻮﺭﺩ ﺩﺭ ﻗﺮﻥ 17 ﺍﻡ ﻣﯿﻼﺩﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻧﺎﻡ ﻣﻠﺖ ﮐﻮﺭﺩ ﻭ ﻣﻨﺎﻓﻊ ﻣﻠﯽ ﻭ ﻣﯿﻬﻦ ﺩﻭﺳﺘﯽ
ﮐﻮﺭﺩﯼ ﺩﺭ ﺳﺮﺯﻣﯿﻦ ﻣﺎﺩﺭﯾﺶ ﮐﻮﺭﺩﺳﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺑﻪ ﻧﯿﮑﯽ ﻭ ﺑﻪ ﺷﺎﯾﺴﺘﮕﯽ ﺩﺭ ﻏﺎﻟﺐ ﺷﻌﺮ ﺑﻪ ﺛﺒﺖ ﺭﺳﺎﻧﺪﻩ ﺍﺳﺖ.

بیشتر
يكشنبه، 12 ارديبهشت ماه، 1395 | 1 نظر | بازدید [ 513 ]


آمار کاربران

نظرسنجی
نظر شما در مورد سایت؟

خوب
خیلی خوب
متوسط
بد



نتایج
نظرسنجی ها

تعداد آراء: 21
نظرات : 0