پیغام کوتاه
ارشيو پيغام کوتاه   

 


زندگینامه ی احمد کایا

 

احمد کایا (به ترکی:Ahmet Kaya)، (ترانه سرا/خواننده/آهنگساز/نوازنده) در سال 1957 در شهر مالاتیای کشور ترکیه به دنیا آمد.در یک خانواده کردتبار شش نفره. پدر او کارگر کارخانه نساجی بود. بعد از چند سال خانواده با رویای یک زندگی بهتر به استانبول می کوچند و در محله فقیر نشین کوجامصطفاپاشا ساکن می شوند. کایا در همان کودکی علاقه وافری به باقلاما (نوعی ساز ترکی همانند تار) نشان می داد و در ضمن طبع شاعری هم داشت. از اولین اشعار او درسن 5 سالگی که در مدح برادر بزرگتر خود یاشار سروده بود این است:


فولکسی خواهم خرید نامش را یاشار خواهم گذاشت


روزی پدر در روز تولدش باقلامایی برای او تهیه کرد که پول آن را با چند روز اضافه کاری بدست آورده بود. کایا در سن 9 سالگی اولین برنامه رسمی تکنوازی باقلامای خود را در روز جهانی کارگر اجراء کرد. پدرش با کوچ به استانبول چندان به هدفش نرسید و شغلی نازل تر مثل شستشوی ماشینهای نمایشگاه نصیبش شد. احمد هنگام بازگشت از دبستان پدر را در حال حمالی برای ترک زبانها می دید و با خود می گفت وقتی بزرگ شدم یک نمایشگاه می خرم تا پدرم ارباب خود باشد. اما این رویایی بیش نبود و پدر با مرگش آنها را با کوله باری از درد و تنهایی رها کرد.

کایا در سن 14 سالگی تحت تاثیر جو سیاسی آن زمان ترکیه که ناشی از دو کودتای پی در پی به نام کونان اورن اولین اشعار رسمی خود را سرود. همزمان شغلهایی از قبیل رانندگی کامیون، فروشندگی و... را تجربه می کند. در سال 1985 تصمیم به انتشار آلبومی از کارهایش را می گیرد و راهی خیابان اون کاپی (محله هنری استانبول) می شود. به خاطر اینکه موسیقی او در قالب هیچ کدام از سبکهای موجود در ترکیه قرار نمی گیرد بلکه بیشتر به موسیقی ایرانی شبیه بود، کسی حاضر به سرمایه گذاری نمی شود. در آخر با کمک تعدادی از دوستان خودش آلبوم نخست خود را با نام «گریه نکن کوچولو» را ضبط و منتشر می کند. این آلبوم به سرعت از طرف دولت توقیف و جمع آوری می شود. اعتراضهای مکرر کایا نتیجه می دهد و کار به جراید کشیده می شود و دادگاه رای لغو توقیف آلبوم را صادر می کند. استقبال فوق العاده از این آلبوم، کایا را در راهی که انتخاب کرده مصمم تر می کند. از آن تاریخ به بعد کایا به عنوان صدای مردم پایین دست جامعه و کوردهای لگدمال شده کشور ترکیه در می آید. آواز خوانی را به عنوان سلاحی برای مبارزه با ناعدالتیهای اجتماعی و کوردستیزی حاکم بر سرزمینش برمی گزیند و بارها دستگیری وحبس وتوقیف آلبومها و لغو کنسرتهایش را تحمل می کند. کنسرتهایی که گهگاه مجوز اجرایشان را دریافت می کند در سرتاسر کشور با استقبال بسیار بالایی مواجه می شود. او همواره پا برهنه بر صحنه کنسرتهایش ظاهر می شود و انگشتانش را به نشانی پیروزی بالا می گیرد. سبکهای مختلفی را در موسیقی تجربه می کند. از موسیقی محلی وسنتی گرفته تا رپ و راک که البته در همه آنها موفق بود



اما کایا در سال ۱۹۸۷ در پی آشنایی با یوسف هایال اوغلو فصل جدیدی را در زندگی هنری خود آغاز کرد. آلبوم بپا می‌خیزیم که بیشتر شعرهایش از هایال اوغلو بود در شرایط انسداد شدید سیاسی ترکیه، او را در زمرهٔ خوانندگان برتر و معترض ترکیه قرار داد. کایا در تمام سالهای خوانندگی با شعرای بزرگ ترکیه همکاری کرد. علاوه بر هایال اوغلو، بزرگانی همچون آتیلا ایلهان و اورهان کوتالاز جمله شعرائی بودند که کایا از شعرهای آنها استفاده می‌کرد. لقب کایا «دموکرات خسته» بود که برگرفته از کاستی به همین نام از او بود. حضور او در هر مکانی مشکلاتی را بوجود می‌آورد چرا که با سخنانش مخالفان آزادی در ترکیه را آزار می‌داد. به همین جهت، کایا سالها از اجرای کنسرت در داخل ترکیه محروم شده بود. خود می‌گفت کاری خواهد کرد که هیچ‌گاه از ذهن مخالفانش پاک نگردد و همه گاه آنها را خواهد آزرد. یک بار در برنامه‌ای تلویزیونی اعلام کرد کفن خویش را هر زمان با خود حمل می‌کند و هر لحظه آمادهٔ مرگ در راه آزادی است.
به غیر از ترانه های خودش از سروده های شاعران و ترانه سرایان معتبر و ترک زبان مانند ناظم حکمت، اورهان ولی، احمدعارف، انور گوکجه، حسن حسینی گیل، نواز چلیک، آتیلا ایلهان، اولکو تامیر، یوسف هایال اوغلو، جان یوجل، علی چینار، اورهان اکوتان و همسر وفادارش گلتن هایال اوغلو هم استفاده می کند.
آلبومهایش در ردیف پرفروشترین آلبومهای سال قرار می گیرد. سرانجام آلبوم چهاردهم وی با نام (ترانه ام برای کوهها) رکورد فروش را در سال 1994 می شکند و با 1.5 میلیون کاست فروش، پرفروشترین کاست قرن می شود. هر ترانه ای که اجراء می کند به یک حادثه بدل می شود و از دادگاهها برایش اقامه دعوا می شود. به قول خودش آدرس دوم او اداره امنیت و ملی ترکیه است. با وجود این فشارها بیش از 16 آلبوم به نامهای:
عصیان میکنم، نام کد بختیار، دچار درد سر شدم، ترانه صبح، دیوار عشق، دموکرات خسته، زمانی می رسد، ترانه ام برای کوهها، دست نزن آتیش می گیری، رو در روی دوست و دشمن و مرا دریاب و ... رامنتشر می کند و برای بسیاری از خوانندگان ترک ترانه و آهنگ می سازد. حکومت ترکیه رفته رفته مجبور می شود مزاحمی به نام احمد کایا را بپذیرد و ترانه های گزنده و ظلم ستیز او را تحمل کند. با حضور در هر برنامه تلویزیونی آمار تماشاگران آن برنامه به شکل حیرت آوری بالا می رود و مصاحبه اش با هر روزنامه فروش آن روزنامه را تضمین می کند. با استفاده از حروف اول نام خود و همسرش شرکت تولید آلبومی را با نام (جی.ای.کی) راه اندازی می کند و درهای آن را رو به آثار متعهد و با کیفیت هنرمندان تازه کار باز می گذارد. در سرتاسر جهان اقدام به برگزاری کنسرت می کند و همواره برآرمان اولیه خود تاکید دارد. در این سالها چندین جایزه از فستیوالهای مختلف داخلی و خارجی دریافت می کند.

 

فاجعه مراسم اهداء جوایز برترینهای سال 1998 ترکیه

 

احمد کایا در سال 1998 در آلبوم هفدهمش با نام مقابله دوست و دشمن، ترانه ای با نام (giderim) یا می روم اجراء کرد که در ترکیه غوغایی به راه انداخت. به همین دلیل درمراسم اهداء جوایز برترین های ترکیه در سال 1998 از احمد کایا برای دریافت جایزه بهترین آهنگ سال دعوت به عمل آمد. مراسم به روال عادی پیش می رفت که نوبت به احمد کایا رسید. احمد بعد از در یافت جایزه این جملات را در سالن فریاد می زند:
من یک ترانه کوردی(کاروان) در آلبوم جدیدم خوانده ام، برای اینکه خواننده ای هستم با ریشه و اصالتی کوردی! شک ندارم کمپانی های موسیقی فراوانی در ترکیه مایل به پخش این آلبوم من هستند! ترکیه مشکلی با نام کوردستان دارد و من هیچ وقت از بازگو کردن این مشکل برای کسانی که منکر حقیقتند، خسته نمی شوم.
این جملات آغاز جنجالی بزرگ می شود. بعد از کایا، نوبت سردار ارتاج بود. او برای دریافت پروانه طلایی بهترین خواننده حضور داشت. سردار بعد از گرفتن جایزه به بالای جایگاهی برای اجرای موسیقی رفته و اشعاری با مضمون مدح و ستایش کمال آتاتورک خواند و کاملاً مشخص بود که این اشعار را در جواب جملات کایا خوانده است. بعد از این اشعار شروع به خواندن مارش نظامی دولت ترکیه می کند. وبا این کار جو سالن را کاملا علیه کایا می شوراند. ناگهان عده ای از هنرمندان حاضر در سالن با فریاد زدن کلمات خائن برو گمشو به سمت کایا یورش بردند. کایا در آنجا بسیار تنها بود. تنها یارانش در آن واقعه همسرش و آزادی بودند. دسیسه به وضوح چهره خود را نشان می داد. سرانجام پلیس کایا را برای حفظ جانش به بیرون برد. و کایا با چشمان گریان و چهره ای در هم شکسته با یک تاکسی به خانه برگشت.

فردای آن واقعه روزنامه ها تیتر های مختلفی علیه کایا تنظیم کردند. روزنامه حریت با تیتر(vay serefsiz) وای بر تو بی شرف و این عادلانه نبود، نقش مهمی در مسموم شدن افکار نسبت به احمد کایا داشت.
دادگاه امنیت ملی ترکیه جهت رسیدگی به اتهامات احمد کایا چه در آن شب و چه در سالهای قبل از آن کایا را در ساعت 4 صبح زیر باران شدید بازداشت کردند. وکلای کایا بعد ار چند ساعت او را با قید وثیقه آزاد کردند قرار شد احمد کایا در 30 آوریل 1999 در دادگاه امنیت حاضر شده و به اتهامات وی رسیدگی شود. چیزی که واضح به نظر می رسد این است که آن واقعه دسیسه ای بیش نبود و دادگاه امنیت فقط به دنبال بهانه ای برای محاکمه کایا می گشت.

موارد اتهام کایا از این قرار است:

برگزاری کنسرتی در برلین آلمان در سال 1993 با مضمون حمایت حزب کارگران کوردستان ترکیه خواندن ترانه ای کردی!!!!!
بالا بردن دستها و نشان دادن علامت پیروزی در اکثر کنسرتها!!!! و....

 

احمد کایا و دادگاه امنیت ملی ترکیه (D.G.M)

 

احمد کایا در طول زندگی بارها از سوی دادگاه امنیت ملی جلب و بازداشت می شود. این اتفاق به قدری با زندگی وی درآمیخته شده بود که در مصاحبه ای گفت:(آدرس دوم من اداره امنیت ملی ترکیه است) 30آوریل موعد دادگاه بود. جلسه دادگاه به طور مستقیم در سرتاسر ترکیه پخش شد و مردم دفاعیه طولانی اورا می شنوند. او اینبار نمی خواند اما کلماتش به امواج اقیانوس می مانند که گاه آرامند و گاه اوج میگیرند و صخره ها را درهم می کو بند. همه شاهد صلابت سخنان او هستند. بخشهایی از دفاعیه او چنین است:

من برلبه چاقو ایستاده ام! کسی که برای مردمش می جنگد. این دفاعیه را به خاطر بسپارید... از سال 1985 یک موسیقیدان حرفه ای بوده ام. ازدواج کرده ام و دو دختر 17و12 ساله دارم. صدها ترانه تصنیف کرده ام و برای بسیاری از آهنگهای خوانندگان دیگر ترانه نوشته ام. هفده آلبوم منتشر کرده ام که میلیونها عدد از آنها تکثیر و به فروش رفته است. کنسرتهای زیادی در سرتاسر جهان(آلمان- فرانسه-بلژیک- کوبا و ....)اجراء کرده ام و بارها به عنوان خواننده سال از طرف دستگاههای مختلف انتخاب شده ام. چهل و دو ساله، ساکن ترکیه ام. به ترکی اندیشیده ام، به ترکی ترانه نوشته ام، به ترکی خوانده ام. من یک موسیقیدانم و یک شهروند جهان که خود را متعلق به هیچ قسمت جغرافیایی نمی داند و احساساتش نوع بشر را مخاطب قرار می دهد، نه گروه و قبیله ای خاص را. قلبم آنقدر بزرگ است که پذیرای خوبی های تمام زبانها فرهنگها و باورها و ترانه های جهان باشد.

به من اتهامی زده شده است که زندگی مرا دگرگون کرده است. اتهام خیانت. مرا یک آدم تفرقه انداز، یک غلام حلقه به گوش و بی ادب و بی عقل و دیوانه ویک دلقک لوده خطاب کرده اند. این صفات را دسته جات سرشناسی به من نسبت داده اند. نگرش و کلام یک انسان که اساس تمام این اتهامات است در هیچ کشور متمدن و قانونمندی جنایت و اتهام به حساب نمی آید. من در آلبوم جدیدم ترانه ای کوردی خوانده ام به این دلیل ساده که یک کوردم. ویدئویی هم از آن تهیه کرده ام.اعتقاد دارم مردمانی در میان ما هستند که دل پخش کردن آن را از شبکه هایشان داشته باشند. اگر چنین نکنند باید در کورد بودن و انسان بودنشان شک کرد. آیا اشخاصی که با خائن و تفرقه فکن و دشمن دانستن من، احساسات منفی علاقه مندانم را تحریک می کنند و باعث جدایی طبقاتی و نژادی می شوند در اقلیت نیستند؟ آن میلیون ها نفری که به حرفهای من گوش می دهند جزو مردم نیستند؟ من در آن سالن «محل اهداء جوایز»از شنیدن جمله خائن برو بیرون به خشم آمدم چون این جمله را از دهان افرادی شنیدم که تا کلمه کورد را می شنوند ناسزا می گویند. از همین جا به آنها می گویم که کوتاه نخواهم آمد تا آنها واقعیت وجود کورد را بپذیرند.

به اعتقاد من دقیقاً همین افراد بودند که عبارت برادری را لگدمال کردند و باعث به وجود آمدن شکاف در فرهنگ مشترک کشور ما شدند. بزرگترین سلاح یک خواننده ترانه اوست و من اجازه نخواهم داد ترانه هایم را اینگونه تفسیر کنند و معانی دیگری به آنها ببخشند. تصور کنید که اعلام می کردم ترانه ای به زبان ایتالیایی، عربی یا انگلیسی خواهم خواند، آیا باز هم چنین جنجالی به راه می افتاد؟ من همیشه ترانه اجتماعی خوانده ام و با هر چیزی که در کشورم رخ داده و دلالت بر بدی داشته مخالفت آشکار کردم. هر وقت هم که رشد و توسعه ای دیدم نظرم را در مورد آن بیان کردم. ترانه هایم نیز همین ها را در خود داشته اند. این اتهام و کیفر خواست به اعتقاد من تلاش تعدادی از کانالهای تلویزیونی برای پیدا کردن چیزی در جملاتم بوده تا با آن سریال تلویزیونی بسازند. اگر من در تمام کنسرتهای چند هزار نفری ام چیزی گفته بودم که باعث ایجاد تفرقه در بین مردم میشد، می توانستم قبول کنم که این اتهامات حقیقت دارند... ولی چنین نیست.

 

وقتی ضبط ویدئویی اجرای آن شب به وسیله یک ذهن روشن و منصف بررسی وتحلیل شود می بینیم که توطئه ای علیه من شکل گرفت. فکرش را بکنید که خواننده ای در هر کجای جهان اعلام می کرد که از این به بعد والس یا جاز خواهد خواند آیا از این جمله برداشت می شد که او مردم را تحریک کرده است؟ موسیقی یک زبان جهانی است و هیچ ترانه ای نمی تواند مردم جهان را جدا و دشته بندی کند.اگر آنانی که در آن شب به من حمله کردند یک لحظه به وجدانشان رجوع کنند و دست از تقسیم کردن انسانها به ما و آنها بردارند، جامعه سالم تری خواهیم داشت. من به عنوان یک مرد 42 ساله با دو بچه که تنها از طریق موسیقی امرار معاش می کند در کارم حرفه ای هستم و مالیات هم پرداخت می کنم. درامد سالیانه ام از طریق یک آلبوم و برگزاری چند کنسرت تأمین می شود و درامد دیگری ندارم. من مسئولیت زیادی نسبت به آینده فرزندانم دارم و هیچ وقت اجازه نمی دهم که کسی به حرفه من توهین کند. تا به حال حتی یک پنی هم برای حمایت از هیچ سازمانی پرداخت نکرده ام«منظور پ.ک.ک است» و تمام اتهامات این گونه را رد می کنم. هنرمندان در همه جای دنیا یک زبان و یک سبک اجرای خاص دارند که از طریق آن احساسات خودشان را بیان می کنند. من این خاطر که اشتیاق مخاطبینم را در کنسرتها نشانه موفقیتم می دانستم با علامت پیروزی به آنان خوش آمد می گفتم. این علامت مشخصه من شده که لابد در تمام شوهای تلویزیونی ام هم آن را دیده اید. تازه این علامت یک خوش آمد تکراری و قالبی است که در سراسر جهان توسط سیاست مداران، هنرمندان و قهرمانان ورزشی به کار می رود. این علامتv که در ابتدای کلمه victoria به معنای پیروزی است و نباید در آن پی معنای دیگری بگردند. در بخشی از ترانه «دچار درد سر شدم» گفته بودم:«یه کمیسر تو بارونیش/داره میاد سراغ من/با گلوله های قانونیش» در کنسرتم «آن را این گونه خواندم:«ترکیه باز با جمهوریش/داره میاد سراغ من/با گلوله های قانونیش». فکر نمی کردم چنین تغییر کوچکی جرم به حساب بیاید چون همه کمیسرها واقعا از گلوله استفاده می کنند حتی پلیسهای جمهوری ترکیه!!! در بخش دیگری از این ترانه گفته بودم:«آدمکشی با ریش چرکین مشغول گشت رو سینمه» و در اجرای زنده به جای آدمکش، کلمه کمیسر را جایگزین کردم. چون واقعاً هر دوی آنها «آدمکش» و «کمیسر» می توانند ریش چرکین داشته باشند... تازه کل این سطر یک شوخی ونیش طنزآلودی بیش نیست.

 

سالها پیش در ترانه ای از من عبارت«شاهزاده مسخره » آمده بود... وقتی می خواستم آن را در آلبومی اجراء کنم به اشکال برخوردم وتنها وقتی که آن را به«شاهزاده ژولیده» تغییر دادم ، مجوز اجراء دریافت کرد!!! به عقیده من نویسندگان قانون ترکیه هم باید پاسخگوی نکات طنزآمیز موجود در نوشته هایشان باشند! مردم ما باید بفهمند که چقدر از جهان امروز دور هستند تا دیگر نگران تجزیه کشور آن هم به وسیله یک ترانه کوردی نباشند. چنین نگاهی به هنر باید از بین برود. به یک هنرمند باید فضای تنفس داد. هر سیستم قانونی که بر اساس وجدان بنا شده باشد نمی تواند یک موسیقیدان را که سالها مخالفت خود را با تجزیه کشور اعلام کرده است متهم کند. من آنچه که دیگران زمزمه می کنند را فریاد می زنم. ما در این کشور زندگی می کنیم و اگر حقایق را بفهمیم زندگی و کشور بهتر و پیشرفته تری خواهیم داشت. به نظر می رسد که من هم باید از این به بعد در تغییر دادن ترانه هایم محتاط تر باشم و در واقع دیگر اجازه چنین تغییرات کوچکی را هم نخواهم داشت. ولی آیا شما انتظار دارید من تحت این شرایط احساس آزادی کنم؟!
این دادگاه با تشکیل خود دلایل و منطق و قضاوت عادلانه را نادیده گرفته و تمام قوانین جهانی را نقض کرده است.««من هم ترک می کنم کشوری را که در آن مرا تفرقه انداز و خائن خطاب کرده اند آن هم بر اساس قضاوت در مورد آثاری که در کنسرتهای سالها پیشم اجراء کرده ام...»»

بعد از پایان دفاعیه دادگاه در سکوت فرو می رود و بعد از 5 دقیقه تنفس ممنوع الخروج بودن کایا لغو وادامه دادرسی به 16 ژوئن همان سال موکول میگردد.

 

مرگ مشکوک در غربت

 

احمد کایا چند روز بعد از دادگاه برای برپا کردن تور کنسرتهایش در اروپا، راهی فرانسه شد و به دلیل جو نامناسب ترکیه بر اثر غوغای رسانه‌های گروهی علیه‌اش، تصمیم به اقامت در آن کشور گرفت. او به کمک همسر فرانسوا میتران رئیس جمهور فقید فرانسه، توانست اقامتی یکساله دریافت کند. در همین حال کایا در دادگاه ترکیه به ده سال حبس بصورت غیابی محکوم گردید. غافل از اینکه این هنرمند بزرگ هرگز به سرزمینی که به آن عشق می ورزید باز نخواهد گشت.
چند ماه پس از این وقایع، در صبحگاه ۱۶ نوامبر ۲۰۰۰ در سن ۴۳ سالگی به سبب حمله قلبی در شهر پاریس درگذشت. البته به گفتهٔ دولتمردان ترکیه و روزنامه‌های آن کشور این مرگ، یک مرگ طبیعی بود، اما عدهٔ زیادی از عاشقان آزادی و صلح و خیل دموکراتهای مسکوت شده جهان بر این عقیده بوده و هستند که احمد کایا را از طریق مسمومیت ترور کرده‌اند، البته تا به امروز طرفداران تلویزیونی و روزنامه‌ای احمد کایا پیگیر این مسئله بوده و هر از چند گاهی مطالبی در این مورد پخش و چاپ می‌کنند.
پیکر او را در گورستان پرلاشز به خاک سپردند. همسر او گؤلتن کایا هایال اوغلو با بازگرداندن جنازه‌اش به ترکیه مخالفت نمود و اعلام کرد که ترکیه کنونی شایستگی آن را ندارد که مرد بزرگی چون او در خاک‌آن دفن گردد و تا زمانیکه ترکیه به یک کشور آزاد و دموکرات تبدیل نگردیده، اجازه بازگرداندن جنازه‌اش به ترکیه را نخواهد داد.

 

شعار کایا احترام به عقیده و آزادی اندیشه بود و عمر خود را نیز در این راه نثار کرد. تاریخ ترکیه، کایا رابخاطر تأثیری که بر موسیقی و فضای سیاسی برگرفته از آن گذاشت هرگز فراموش نخواهد کرد.

 

کایا در مجموع ۲۷ آلبوم از ترانه‌هایش به یادگار گذاشته‌است. معروفترین آلبوم او ترانه‌هایم برای کوه‌ها منتشر شده به سال ۹۴ نام دارد که بیش از ۱٫۵ میلیون کاست فروش کرد و جز پر فروشترین آلبومهای تاریخ موسیقی ترکیه‌است. معروفترین اثر او با گریه‌هایمان از همین آلبوم است که موافقان و حتی مخالفانش را به تحسین واداشت. شعر ترانه‌های او در قالب سبک پروتست ارائه شده و بدین سبب او را بنیانگذار سبک پروتست در ترکیه می‌دانند. آنچنان که از لحاظ موزیک او را پایه‌گذار سبک موسیقی آزاد درترکیه می‌خواند. البته ترانه‌هایی مربوط به فولکولور ترکی شرق ترکیه هم دارد که بسیار به ترکی آذری شبیه و یا حتی همسان هستند. او همچنین آوازهایی با استفاده از شعر و آهنگ به جا مانده از صوفیان قرون میانهٔ ترکیه مانند «پیرسلطان ابدال» اجرا کرده‌است. رک گویی و جرات فراوان از مشخصه‌های بارز کایا بود. خود می‌گفت که همیشه بر لبه پرتگاه گام بر می‌دارد و از این کار نیز هیچ ابائی ندارد.


Ahmet Ahmet Kaya - Aglama Bebegim-۱۹۸۵
Ahmet Kaya - Acilara Tutunmak-۱۹۸۵
Ahmet Kaya - Safak Turkusu-۱۹۸۶
Ahmet Kaya - An Gelir-۱۹۸۶
Ahmet Kaya - Yorgun Demokrat-۱۹۸۷
Ahmet Kaya – Baskaldiriyorum-۱۹۸۸
Ahmet Kaya - Resitaller ۱–۱۹۸۹
Ahmet Kaya - Iyimser Bir Gul-۱۹۸۹
Ahmet Kaya - Resitaller ۲–۱۹۹۰
Ahmet Kaya - Sevgi Duvari-۱۹۹۰
Ahmet Kaya - Basim Belada-۱۹۹۱
Ahmet Kaya - Dokunma Yanarsin-۱۹۹۲
Ahmet Kaya - Resitaller ۳–۱۹۹۲
Ahmet Kaya – Tedirgin-۱۹۹۳
Ahmet Kaya - Sarkilarim Daglara-۱۹۹۴
Ahmet Kaya - Beni Bul-۱۹۹۵
Ahmet Kaya - Yildizlar ve Yakamozlar-۱۹۹۶
Ahmet Kaya - Dosta Dusmana Karsi-۱۹۹۸
Ahmet Kaya - Hoscakalin Gozum-۲۰۰۱
Ahmet Kaya - Birazda Sen Agla-۲۰۰۳
Ahmet Kaya - Kalsin Benim Davam-۲۰۰۵
Ahmet Kaya - Dinle Sevgili Ülkem
Ahmet Kaya - Gözlerim Bin Yasynda
Ahmet Kaya – siirler
Ahmet Kaya - Ya Ryza Simdi
Ahmet Kaya & Ferhat Tunç & Emre Saltyk - Yağmur Türküleri
Ahmet Kaya & Selda Bağcan - Kocero ahmetkaya - ropörtaj
ahmet kaya & ibrahim tatlises

 



احمد کایا خواننده کورد ترک خواننده کورد کایا ترکیه

ارسال شده در مورخه : سه شنبه، 11 خرداد ماه، 1395 توسط Administrator  پرینت

مرتبط باموضوع :

 زندگینامه دکتر مصطفی خرم دل  [ سه شنبه، 10 ارديبهشت ماه، 1392 ] 946 مشاهده
 زندگینامه آیت ‌الله شیخ محمدمردوخ کردستانی  [ يكشنبه، 3 آذر ماه، 1392 ] 2037 مشاهده
 شرح حال ملا مصطفی بارزانی  [ سه شنبه، 21 ارديبهشت ماه، 1395 ] 1637 مشاهده
 زندگینامه بیژن ذوالفقار نسب  [ چهارشنبه، 18 بهمن ماه، 1391 ] 8937 مشاهده
 زندگینامه محمد امین بلدی  [ يكشنبه، 24 شهريور ماه، 1392 ] 952 مشاهده
 
نام شما: [ کاربر جدید ]

نام شما (ضروری): 
ایمیل شما (ضروری): 
نظر:
کد امنیتی
کد امنیتی

  [ بازگشت ]
امتیاز دهی به مطلب

انتخاب ها

 فایل پی دی اف فایل پی دی اف

 گرفتن پرينت از اين مطلب گرفتن پرينت از اين مطلب

 ارسال به دوستان ارسال به دوستان

 گزارش این پست به مدیر سایت گزارش این پست به مدیر سایت


اشتراک گذاري مطلب